ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۸, چهارشنبه

شیطان در کمین انسان



دام های هلاک کننده

نفس شیطانی كه بر خواب و توهم و جهل و نادانی استوار گشته به شیوه های مختلف در مقابل جریان حقیقت و هدایت الهی سد سازی كرده و در برابر آن مقاومت می كند. ارائة انواع بازی ها و مشغولیت های فریبنده و رنگارنگ، بروز تمایلات شدید شخصی، فراموشی و غفلت، خود توجیهی و دلیل تراشی دروغین، تردید های بدبینانه، قیاس ها و استدلال های غلط، شبیه سازی های نادرست، ایجاد خواسته ها و آرزوهای جدید و تازه، بروز حسد، تكبر و حرص دنیا، برداشت ها و توقعات غلط، تعلقات، وابستگی ها و داشتنی ها، توهم هدایت و دانائی، تعصب و قضاوت ها و تصمیم گیری های عجولانه، تكذیب و انكار، تأخیر، بروز احساسات ضعیفی مانند ترس های بزدلانه و احساس نا امنی و فرار از واقعیت به شكل های گوناگون (و...)
از جمله مكانیزم های نفس شیطانی جهت جلوگیری از حركت فرد در مسیر الهی و پیمودن طریق هدایت به سوی حقیقت است. این ها از جمله مكرهای شیطان جهت ذعوت فرد به باطل و گمراهی و جذب او به پلیدی و تاریكی است.
به امر خداوند همۀ ما موظفیم، دیگران را به حضور حق، دعوت و جذب کنیم و آنها را به جانب خداوند فرا خوانیم.

برگرفته از تعالیم حق - جلد اول


بخشش معیار حرکت الهی



"هر حركتی در طبیعت از دو جریان "رفت و برگشت" به وجود آمده. حركت الهی و هدایت ربانی نیز چنین است. "هدایت شدن و هدایت كردن" بازگشت و باز گردانیدن، "آگاه شدن و آگاه كردن"، "خواندن و خوانده شدن"، این ها لازم و ملزوم یك دیگرند و توأم و همراه هم هستند. به عبارتی مطابق قانون هستی، برای این كه به خداون بازگردیم، لازم است تا دیگران را نیز  باز گردانیم. برای این كه جذب خداوند شویم میبایست دیگران را به حضور الهی جذب كنیم. نزدیكی به خداوند و ظهور حقیقت جز از این طریق ممكن نیست.
برگرفته از تعالیم حق - جلد اول





ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۲۸, یکشنبه

تکالیف و وظایف زندگی

مسئولیت پذیری

اگر واقعاً می توانیم مسؤلیت كاری را بپذیریم، ضروری است كه تأخیر نكنیم. زیرا این فرصتی است كه به ندرت رخ می دهد. اما باید از این دام بر حذر باشیم كه مبادا مسؤلیتی را بپذیریم كه توان انجام دادن آن را نداریم. در این صورت به مرحله ای پائین تر نزول كرده و خود را در موضع بی اعتمادی و بی مسؤلیتی قرار خواهیم داد.
مطابق تعالیم حق وصول به خداوند و شكوفائی و متجلی شدن حقیقت در وجود انسان تحقق نمی پذیرد مگر با پذیرش و اجرای مسؤلیت الهی. مسؤلیت الهی برای هر فردی دارای نوع و شكلی متناسب می باشد. اما ماهیت آن در همگان یكسان‌(یكی) است. مسؤلیت الهی از مجموعه وظایف الهی به وجود آمده و هر وظیفه از مجموعه ای از تكالیف و هر تكلیف از یك سری حركت.
كسی كه به وظایف الهی خود عمل می كند در واقع ایده آل ترین و بهترین شكل خدمت به خدا و هدایت شدن را اتخاذ نموده. اصل حرکت الهی برای هر فرد، عمل به وظایف الهی است.
اما چگونه می توانیم به مسؤلیت و مأموریت الهی خود واقف شده و آن را بپذیریم؟ این معمایی در زندگی هر فرد است كه می بایست گشوده شود. این را نقشه خدایا برنامه كیهانی نیز می گویند.
 به طور كلی فرد با انجام حركات ساده و معمولی، كم كم و از مجرائی تكالیف الهی خود را شروع كرده و به تدریج (و به ندرت ناگهانی) به وظایف و نهایتاً مأموریت و مسؤلیت الهی خود واقف می شود.
اگر در انجام مجموعه تكالیف موفق بودیم، به وظیفه الهی واقف شده و با توفیق در انجام یك وظیفه، بر وظیفه ای دیگر آگاه می شویم و این روند تا حل معمای راهگشای مسؤلیت و مأموریت نهائی ادامه دارد. عكس این جریان نیز صادق است. به عبارتی با كوتاهی و شكست در انجام یك وظیفه الهی به سطح پائین تر یعنی تكالیف و یا عدم موفقیت در اجرای این نیز به سطحی پست تر نزول می كنیم. در صورت عدم توفیق در اجرای حركات الهی، جریان هدایت الهی قطع شده و فرد به حركت شیطانی (نیروی منفی و مخرب) وارد می شود..... تا در انجام ظاهری و زمینی خود موفق نشویم، امكان دریافت و اجرای وظایف باطنیو سماوی میسر نیست. با كامل شدن وظایف زمینی و ظاهری، انسان خود به خود به حیطه وظایف باطنی خویش وارد می شود.
در تبعیت از هدایت الهی، فرد به تدریج و گام به گام (و به ندرت ناگهان) توسط القاء مستقیم و یا غیر مستقیم روح خدابه كارها، تكالیف، وظایف و مأموریت و نهایتاً مسؤلیت الهی خویش واقف شده و از این طریق به وصول حق نایل می شود.

برگرفته از تعالیم حق - جلد اول


انسان و مسئولیت حقیقی آن

شرط هماهنگی

خدمت كردن، آن هم از طریق انتشار عشق و تعالیم الهی، برای بشر كه سخت بیمار است و در رنج، به داروئی شفابخش می ماند. اگر این خدمت به درستی، با هماهنگی و به تناسب شرایط فرد و به طور كلی هدایت شده و آگاهانه انجام شود، به شفا و درمان بشر منجر می شود و طبعاً اگر خودسرانه، نادرست، بدون تناسب و هماهنگی و هدایت نشده صورت پذیرد، چه بسا به رنج و بیماری بیشتر منجر شود...
اگر سلول یدر بدن انسان، بدون هماهنگی و ارتباط با سایر سلول ها و در تعارض و ناهماهنگی با آن ها فعالیت كند، هر چند فعالیت زیاد و به ظاهر مثبتی هم انجام دهد، اما این سلولی سرطانی و مرگ آور محسوب می شود. همین طور است فعالیت كسانی كه خودسرانه و با خود محوری به تعلیم و هدایت انسان ها می پردازند.
خلاصه زندگی انبیا و اولیا حق و اساتید و ارواح متعالی، بازگشتن و بازگرداندن به سوی هستی بیکران الهی بوده.
انسان در برابر لحظه به لحظة زندگی خود، در بارة جزء جزء امكانات خود، در محضر حق تعالی، مسؤل و پاسخگو خواهد بود. زیرا همة وجود انسان به خداوند تعلق دارد. بنابراین بهترین روش، صرف و بكارگیری این فرصت و تمكان به جریان انداختن آن در تحقق اندیشه های الهی و ارادة حق است. این به معنی بازگشت آن ها به خداوند می باشد كه بهترین و خلاق ترین     عكس العمل هم هست. چیزی را بیهوده از مسیر الهی جدا نكنید.  مالك اصلی خداوند است. همه چیز حتی خودتان به خداوند تعلق دارید. پس همه چیز را حتی خودتان را به خداوند هدیه كرده و بازگردانید تا شایستگی خود را به خداوند نشان داده باشید. و البته خداوند حیات جاودانه و وجود هستی بخش خود را به شایستگان می بخشد
   سوء استفاده یا استفادة شخصی از آن چه ناشی از فیض و رحمت الهی است و ناشی از ارتباط ما با روند هدایت است، بدون شك به خشم خداوند منجر شده و مجازات روح خدا را به دنبال دارد. این بسیار مجرب است. كم نبوده اند كسانی كه خواسته یا   می خواهند از جریان الهی در جهت ارضای تمایلات و احساسات شخصی و برای رسیدن به خواسته های خود استفاده كنند. اما سر انجام كار همة این ها ضربه ای هولناك و هلاك كننده بوده است.

برگرفته از تعالیم حق - جلد اول

ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۲۲, دوشنبه

انسان و توجیهات نفسانی



بهانه

انسان همیشه خود را توجیه می كند. برای فرار از واقعیت ها عادت كرده كه خود را توجیه و قانع كند. وقتی وظیفه انسان به او یادآوری می شود (از درون و بیرون) چه بهانه هائی كه فرد نمی جوید تا بلكه خود را از رحمت خدمت به خداوند از طریق هدایت دیگران خلاص كند. یكی از رایج ترین این بهانه ها این است كه گفته می شود:

مدتی صبر كن و بعداً شروع كن.بگذار فلان كار انجام شود، این طور كار خیلی بهتر و راحت تر اجرا می شود.امكانات لازم را در اختیار نداری.این كار سختی است هنوز به آن اندازه قوی نشده ای.فعلاً مشكلات خودت را حل بكن، بعداً به مشكلات دیگران بپرداز.من هنوز خودم آگاه نشده ام كه دیگران را آگاه كنم. خودم بیدار نشده ام كه مردم را بیدار كنم. اول باید كسی خودم را هدایت كند تا من هم "بعداً" به هدایت دیگران بپردازم. ولی حتی بدون گفتن کلمه ای هم می توانیم به خداوند خدمت کنیم و خلق را به خالق متوجه سازیم.
منتظر نباشید که حتما کسی بیاید و شما را در سیر الهی حرکت دهد بلکه ابتدا خودتان گام بزنید . اگر شما یک گام بردارید، او دوازده گام بر می دارد.
حتی اگر یک کلمه بلد باشیم و همان را به سایرین تعلیم دهیم،کیفیت درک این کلمه به اندازه ای خواهد شد که به کشف کل حقیقت منجر خواهد گشت.
برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی جلد اول


ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۱۹, جمعه

عشق جوهر اصلی هدایت



اکسیر نجات


ا ز یك دیدگاه، خلاصه حركت الهی چنین است: گسترش حضور الهی و انتشار عشق به خداوند در زندگی خود و دیگران و كل جهان، به عبارتی به سوی خدا باز گردیم و باز گردانیم. اما چرا عشق به خداوند و چرا حضور الهی؟ چون عشق و حضور الهی، سرچشمه همه خوبی ها و ارزش ها، اندیشه ها و حركات متعالی بوده و جوهر اصلی هدایت الهی و یگانه راه بازگشت به خداوند است.عشق و توجهبه خداوند عامل اساسی محو فساد و انحرافات، فقر و جهل و بیماری و گناه است. زیرا غفلت از حضور الهی و فراموشی خداوند علت همه بیماری ها و رنج های بشری و مولد همه بدی ها و پلیدی هاست.
برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی جلد اول

ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۱۲, جمعه

حرکت الهی کامل است






حرکت الهی حرکتی متعالی و خداوند، کامل و بی نقص است. رهروان راه خداوند نیز می بایست اعمال و حرکاتشان کامل و متعالی باشد. برای متعالی زیستن و نزدیک شدن به او, می بایست ((مانند او)) و شبیه به او عمل کنیم. ببینید خداوند چطور عمل کرده، شما هم همانطور عمل کنید، تا شاهد شکوفایی طبیعت الهی خویش باشید...
یكی از اولین نشانه های"عمل خداوندكامل و بی نقص" بودن آن است. به جهان آفرینش نگاه كنید. می بینید كه هر موجودی به تنهائی و همچنین در ارتباط با موجودات دیگر سیستمی كامل است. سیستمی كه نیازهای خود را تأمین می كند. خداوند به همة ابعاد توجه نموده، آنچه را كه مخلوقات برای ادامة زندگی خود بدان نیاز داشته اند در اختیارشان گذارده.در هر پدیده ای ساختارهای مختلفی به چشم می خورد كه هر كدام از این ساختارها دارای وظیفه ای معین هستند و یك یا چند از نیازهای پدیدة مورد نظر را تأمین می كنند.
   به طبیعت، به گیاهان، جانوران و انسان ها و به هر چیزی كه نگاه كنید می بینید كه سیستمی كامل وجود دارد. برای هر نیازی راهی و مكانیزمی در نظر گرفته شده، هیچ چیزی یك دفعه و بدون ساختار و مكانیزم به انجام نمی رسد. همه چیز در یك روند آهسته و مرحله به مرحله مسیر رشد و تكامل خود را طی می كند. این نظام آفرینش است...
   در دین و حكومت الهی نیز حركت كامل و همه جانبه است. همة ابعاد در نظر گرفته می شود. اگر حركتی كامل نباشد، نتیجه كامل نیست و هر چه حركت كامل تر باشد، نتیجه و محصول كامل تر و بی نقص تر است. این قاعده ای كلی است.
در دین خداوند، جنبه های رشد معنوی، ذهنی، جسمی، اجتماعی، اخلاقی و غیرة افراد در نظر گرفته شده و برای هر كدام از این ها فرامین و احكامی وجود دارد. حكومت الهی نیز همین گونه است. در حكومت الهی به رشد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی (نه به معنای دروغ و نیرنگ بازی های خود خواهانه و خود پرستانه) مذهبی، بهداشتی و غیره نیز كاملاً توجه شده.
   این مشخصات "حركت حق" است. نقص و تأكید بر یك بعد و فراموشی ابعاد دیگر آلودگی به باطل را می رساند...
برگرفته از کتاب تعالیم حق (جلد اول)

تسلیم شاه کلید عشق



تسلیم را تمرین كنید كه این شاه كلید عشق است. در واقع كلیة احكام الهی و سفارشات دینی راهی است برای تحقق تسلیم حقیقی. زیرا آن كه در برابر خداوند تسلیم است با او یكی است و به او پیوسته. و این هدف غائی آفرینش انسان و جهان است. "با تسلیم بودن، منیت ناپدید می شود." و آنگاه كه "خودی" در میان نباشد، عشق آشكار می شود و عشق رستگاری و خوشبختی حقیقی است. در طول تاریخ، انبیاء و معملمان الهی، همین تسلیم را محور اصلی تمرین شاگردان و پیروان خود قرار داده اند. امتحانات الهی در همین راستا قرار دارند.یعنی هر لحظه عشق و تسلیم‌ما را در برابرخداوندمحك‌می‌زنند.

استاد به شاگرد خود تكلیف می دهد. تكالیف به ظاهر گوناگون. اما همة این تكالیف و اوامر در واقع روشی است برای استقرار تسلیم در فرد. این ها تمرین تسلیم است. وقتی فرد به مرحلة تسلیم رسید، در واقع شایستگی و صالحیت لازم جهت دریافت تعالیم بزرگ و تعلیم اعظم را داراست. تنها در چنین شرایطی است كه فرد مورد تأئید و منتخب خداوند و معلم الهی است. در این جا دوران آموزش ظاهری با پایان می رسد و این مرحلة تعالیم اسرار است...
    زندگی نیز روندی است جهت گسترش و استقرار تسلیم. این افزایش و تثبیت جریان الهی در زندگی است.
   انسان همه چیز دارد، همة حقیقت و كل اسرار در انسان نهفته شد. بنابراین نیاز به تقویت یا افزایش چیزی نیست، تنها لازم است كه انسان شایستگی و آمادگی كافی جهت آشكاری آنچه خداوند به او بخشیده، طبیعت الهی را كسب كند.
   مهمترین و حیاتی ترین تمرین زندگی، تسلیم و عشق است. منتخبین خداوند با واگذاری مسؤلیت های كوچك، ما را برای مسؤلیت های بزرگ آماده می كنند. با انجام صحیح تكالیف جزئی، خود را برای اجرای تكلیف بزرگ آماده می كنیم. با پذیرش و انجام وظایف فرعی،زمینة لازم برای دریافت وظیفة اصلی و نهائی فراهم می‌شود.این روشِ برخورد انبیاء و اساتید حق در آماده سازی پیروان خود جهت ظهور نور الهی و ورود به اقلیم خداوندی است.
        در كلیة نظام های الهی و ماورائی، روال چنین است كه به افراد وظایف و  مسؤلیت های كوچك تر و جزئی تر داده می شود. به مرور، بنا بر اشتیاق و ظرفیت فرد و  میزان نزدیكی اش به جریان هدایت الهی، این مسؤلیت ها و تكالیف بزرگ تر می شوند.
   با هر تكلیفی فرد در واقع تعویض خواستة خود را با ارادة شعوری برتر تمرین و تجربه می كند. هر چه تكالیف، بیشتر و بزرگ تر می شوند، فرد بیشتر از "منیت" و ارادة شخصی چشم پوشی می كند و به این ترتیب انسان به مرحلة " تسلیم كامل" نزدیك می شود...
    تسلیم بهترین تمرین است. این تمرین پرواز است. "نباشید، زیرا بودن شما در نبودن شماست. پس نبودن "من"را تمرین كنید. آنگاه كه "من" ناپدید می شود، سایه‌های "من" نیز محو می گردند. وقتی شما نباشید، سایه از شما به جا نمی ماند. "نبودن من، تنها در عشق و تسلیم است كه میسر می شود. " و در این عشق و تسلیم،  سایه ای از من باقی  نمی ماند. نه خودخواهی، خودبینی، خودپرستی. این ها را تمرین كنید كه این تمرین به قلب هدف می زند...
یكی از دلایل زندگی با اساتید حق همین محك عشق و تسلیم است. در طول دوران شاگردی، استاد در هر زمان به شكلی عشق و تسلیم ما را محك می زند. دائماً تسلیم مان را با تكالیفی كه محول می كند، عمیق تر و خالص تر می نماید. بارها منیت و خودخواهی ما را تحریك كرده و به میدان وارد می كند. سپس با رفتار و روش خود، آنچه را كه به‌ میدان كشیده تكه تكه ذوب و نابودش می كند و آنچه را كه در خود جاری شده در دیگری به جریان می اندازد. هر لحظة زندگی آزمونی است از این كه آیا دوست خداوندیم یا دشمن خدا؟ آیا بندة خدائیم یا غیر خدا؟ آیا تسلیم خدا هستیم یا غیر خدا؟...
ادامه دارد...

برگرفته از کتاب تعالیم حق (جلد اول)