‏نمایش پست‌ها با برچسب اثیری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اثیری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ تیر ۱۳, پنجشنبه

نور خواری یکی از روشهای فعال سازی توان بشری




بدن ما در سطحی عمیق، از الكترون تشكیل شده كه ذراتی از جنس نور هستند و از دیدگاه فیزیك‌دانان هم‌چون رودخانه‌ای در حالت دگرگونی و حركت است كه  ذرات زیرماده‌ای آن با سرعت نور، لحظه به لحظه دگرگون می‌شوند. این ذرات شبكه‌ای نامرئی از نور را در گرداگرد جسم تشكیل می‌دهند كه در آن نفوذ كرده و كالبد انرژیایی یا اثیری را می‌سازد. در این كالبد هر سلول زنده بدن انسان دارای همان جلوه‌های بدن انرژیایی است و با استفاده از امواج نوری می‌توان برای ایجاد تغییر در الگوی ارتعاش آن‌ها عمل كرد. این شبكه انرژیایی در بدن نیمه شفاف دیده می‌شود و از مجراهایی عبور می‌كند كه همان كانال‌های انرژی هستند. عده‌ای معتقدند كه این نور منطبق با الگوی شبكه عصبی عبور كرده و البته به سطح پوست محدود نمی‌شود بلكه تا فاصله بیست و پنج سانتی‌متری آن بیرون می‌زند و در نقاطی دیگر دوباره به آن بازمی‌گردد. اشكال در جذب و یا تضعیف نور و بروز هرگونه انسدادی در بین كانال‌ها می‌تواند سبب بروز بیماری شود. بنابراین یكی از راه‌های پیشگیرییا درمان بیماری‌ها، جذب و ذخیره نور در بدن، ممانعت از تضعیف آن و نیز پالایش و پاكسازی كالبد انرژیایی است. البته ممكن است در ابتدا با ورود نور به بدن علائم اختلالات جسمانی بر جای مانده از سال‌های پیش سربرآورد، چون نورهای وارده به بدن سمومی را كه از سالیان قبل در سلول‌ها حفظ شده به جوش می‌آورند و بیماری سركوب شده در آن‌ها را تخلیه می‌كنند ولی این نشانه‌ای از پالایش بدن است.اما ذخیره نور آثاری به مراتب بیشتر از شفا و پرورش بدن بر جای خواهد گذاشت و كل زندگی فرد را دگرگون خواهد كرد.در حالت عادی پائین بودن ارتعاشات بدن و كمبود نور مقاومتی را ایجاد می‌كند كه حاصل آن اصطحكاك بین ارتعاشات پست و ناخالص سلول‌ها با ارتعاشات عالی روح است كه گاهی نیز عوارض جسمانی بدنبال می‌آورند. پس برای هماهنگ شدن با ارتعاشات عالی‌تر، ابتدا باید سلول‌ها را از طریق افزایش نور موجود در آن‌ها آماده كرد تا امكان دریافت نور از سطوح بالا برای آن فراهم شود.
لایون هامنیز به نقل از روح یكی از رهبران معنوی می‌گوید:«تا وقتی بدن‌ات نتواند به ارتعاشات والای روح پاسخ دهد بیش از این نمی‌توانی در مسیر تكامل روحی خود جلو بروی و این یعنی لزوم ارتقاء ارتعاشات بدن به سطحی بالاتر.»
به دلیل اینكه بدن قابلیت تبدیل چیزها به نور را دارد، كالبد اثیری كه حاصل تارهای ظریف نوری است انرژی‌های حاصل از افكار، كلمات، احساسات، هوایی كه تنفس می‌كنیم، غذایی كه می‌خوریم و حتی انرژی‌های حاصل از معاشرت با اشخاص و محیط را جذب كرده و می‌تواند آن‌ها را به نور تبدیل كند. البته عكس این هم می‌تواند اتفاق بیفتد یعنی ممكن است بعضی غذاها یا اعمال موجب كاهش نور درونی شوند.پس كلاً‌ انرژی‌های وارده به كالبد اثیری ازچهار ناحیه منشأ می‌گیرند كه می‌توان از طریق آن‌ها به افزایش و ذخیره نور مبادرت كرد. این چهار ناحیه عبارتند از: كالبد جسمانی، جریان عواطف، جریان ذهنی و نور روح.نورخواری از طریق كالبد جسمانی موجب فراهم آوردن مواد زیراتمی می‌شود كه حالت مغذّی داشته و جسم به آن واكنش نشان می‌دهد و یكی از طرق آن تغییر در رژیم غذایی نورانی است. كه در مبحثی دیگر باید مورد بررسی قرار گیرد. دومین طریقه نورخواری، قرارگرفتن در معرض نور آفتاب یا عناصر و عواملی است كه تحت تابش آفتاب قرار گرفته‌اند. طول موج پرتوهای آفتاب تغذیه‌كننده‌هایی نامرئی دارند كه ماورای نور عادی است. كالبد اثیری را احیاء می‌كند و بر جسم نیز اثر می‌گذارد. در بدن سه ناحیه وجود دارد كه قدرت گیرندگی بالایی نسبت به نور خورشید دارند: بین‌های شانه، بالای شبكه خورشیدی و ناحیه بالای قفسه سینه كه قرارگرفتن تدریجی زیر نور خورشید، گیرندگی تضعیف‌شده آن‌ها را تقویت كرده و به ذخیره نور در بدن كمك می‌كند.سومین راه نورخواری اسماء نورانی است. از آنجا كه اسماء و اذكار اصوات ویژه‌ای هستند كه از سطح بالایی از انرژی و آگاهی برخوردارند، ارتعاشات آن‌ها می‌تواند بر بدن تأثیر بگذارد و در آن ذخیره شود پس تكرار و تمركز بر كلام نورانی و اسماء نورانی خداوند نیز یكی دیگر از راه های ذخیره نور در بدن است.در تمركز و مراقبه بر نور درونی چیزی تجربه می‌شود كه لائوتسو از آن به‌عنوان نورانی شدن اتاق تاریكیاد می‌كند. در تعالیم تائو گفته شده كه تمام انواع مراقبه عاقبت به فضای خالی هستی در درون منجر می‌شود و در آن فرد شاهد نور فزاینده‌ای خواهد بود كه هیچ منشأیی ندارد. این همان نور درون است كه درخشان‌تر می‌شود.با افزایش نور در بدن به طرق مذكور و روش‌های دیگر، كم‌كم ارتعاشات سلول‌ها تا حدی بالا می‌رود كه بیش از قبل استعداد ذخیره آن‌را پیدا كرده و آماده جذب و دریافت نورهای سماوی و نور روح می‌شود. در این حالت انرژی پویایی روح می‌تواند آزادانه در آن جریان یابد و در صورت بازیابی خورشید درونی و مشتعل شدن نور روح، همان اتفاقی با بدن می‌افتد كه خورشید با زمین می‌كند. یعنی حیات، رویش و تولد دوباره. در این زمان چشمه‌هایی از نور در سراسر كالبد انسانی می‌جوشد و حتی بدن فیزیكی به توده‌ای نور استحاله می‌شود.و به‌صورت هاله‌ای نورانی و توده‌ای ابر مانند از نور در می‌آید.اما تغذیه این خورشید درونی و تداوم اشتعال آن در حد اعلی تنها از یك راه امكان‌پذیر است و آن هم برقراری ارتباط با منشأ نور است. آنچه كه در بعضی متون از آن به عنوان قلب خورشیدیاد شده. شعور خلاق عظیم كل هستی كه نور است و هر نوری از او منشاء می‌گیرد و تغذیه می‌كند. دانش كهن معتقد است كه جهان از نور سفید بزرگی بوجود آمده و این نور خود از وجود الهی كه مشاء همه نورهاست سرچشمه گرفته است. در كتب مقدس نیز به كرات از نوری زمان‌ناپذیر سخن به میان آمده كه اشاره به وجود خداوند دارد.
خداوند متعال در آیه 35 سوره نور می‌فرماید: «خداوند نور آسمان ها و زمین است. مَثَل نور او هم‌چون چراغ‌دانی است كه در آن چراغی (پرفروغ) باشد. آن چراغ در میان شیشه‌ای و آن شیشه هم‌چون ستاره‌ای تابان و درخشان …»
اشاره به نور در اینجا و سایر كتب مقدس نه تشبیه است، نه مثال و نه فلسفه‌بافی بلكه عین حقیقت است و حتی دارای ماهیت فیزیكی. برای ملموس‌تر شدن مفهوم بخش اول آیه یعنی «الله نور السماوات و الارض» وجاهت فیزیكی نوری كه در همه عالم وجود دارد می‌توان به نظریه ابر ریسمان‌ها اشاره كرد. این نظریه پس از تئوری نسبیت انیشتین و دیدگاه فیزیك كوانتوم مطرح شد كه البته الهام آن از مكاتب باطنی است.بر اساس این نظریه همه عالم از تارهای بی‌نهایت ظریفی از جنس نور تشكیل شده كه در ورای زمان و مكان قرار دارند و تناسب با میزان ارتعاشات آن‌ها اشكال مختلف ماده و انرژی شكل می‌گیرد. جالب اینجاست كه تطبیق بخش اول آیه با نظریه مذكور و اینكه همه عالم از ریسمان‌های نورانی تشكیل شده (كه فقط تفاوت در میزان ارتعاش آن‌ها سبب تجلی آن‌ها با فرم‌های گوناگون می‌شود) به زیبایی بیانگر موضوع وحدت در عین كثرت است. یعنی در عالم هیچ چیز جز خدا نیست كه در عین وحدت، وجودش به اشكال كثیر و متنوع متجلی شده‌اند.اما اینكه می فرماید مَثَل نور او همانند چراغ‌دانی است كه چراغی در آن باشد كه آن چراغ در میان حباب (شیشه‌ای) و… از لحاظ تفسییر اشاره به انسان دارد چون همان چهار عاملی كه در این آیه ذكر شده در وجود انسان هست. یعنی نور ، مشكاه (چراغ‌دان)، مصباح (چراغ) و زجاج (حباب یا شیشه).مشكاه سینه انسان است كه در آن مصباح یا چراغی نهفته و حباب آن قلب انسان است و در درون این قلب نوری نهفته پس خورشید درونی وقتی مشتعل می‌شود كه نور خدایییعنی همان نوری كه آسمان‌ها و زمین را نیز روشن ساخته از كانون قلب سر بربیاورد و تمام وجود و هستی بشر را روشن و نورانی می‌سازد.باید دقت كنیم و ببینیم چقدر زنگار و غبار روی آن حباب حامل نور را گرفته. و بعد به پاسخ این سؤال بیندیشیم: چگونه می‌توان با تغییر افكار و شیوه‌های زیستن، اجرام آلوده‌كننده آن زجاج پاكیزه را بزداییم تا نورالهی بتواند با بیشترین تشعشع از درون قلب‌هایمان به بیرون منتشر شود و زندگی خود و اطرافیان‌مان را روشن سازد.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۸, شنبه

ارتعاش درمانی- تالیف یکی ازشاگردان استاد ایلیا م



ارتعاش‌ درماني صنعتي

يكي از شاخه‌هاي ارتعاش‌درماني و انرژي‌درماني، استفاده از دستگاه‌هاي مولد انرژي و ارتعاشي است. اورگان‌درماني، يون‌درماني، ‌صوت‌درماني و هرم‌درماني بعضي از روش‌هاي معمول‌تر ارتعاش‌ درماني صنعتي هستند كه هر يك را به ‌صورت بسيار مختصر توضيح مي‌‌‌دهم.

اورگان‌درماني
به‌زعم مؤسس اين روش، اورگان همان انرژي آغازين است كه هم اكنون نيز همة جهان را احاطه كرده است. با اينحال او ميان اورگان و انرژي الكترومغناطيس تفاوت واضحي قائل مي‌شود. در توجيهات اين شيوة درماني گفته مي‌شود كه انرژي اورگان به اندازة مختلف در چيزها (و بلكه در همه چيز)‌ نفوذ مي‌كند اما سرعت نفوذ آن در چيزهاي مختلف، يكسان نيست. هم‌چنين اين انرژي برخلاف انرژي جنبشي كه از سمت قوي به ضعيف مي‌رود، همواره از سمت ضعيف به قوي حركت مي‌كند. او با ساختن وسيله‌اي مخصوص، توانست انرژي اورگان را در درون دستگاه مذكور، متمركز و درواقع انباشته كند و با كمك يك تيوپ آن را به خارج از دستگاه و به سمت بدن بيمار منتقل نمايد. اورگان‌درماني به خصوص در خنثي‌سازي پرتوهاي اتمي راديواكتيو مؤثر بوده است.

يون‌ درماني
در شرايط آب و هوايي طبيعي، ميان يون‌هاي مفيد و مضري كه در هوا وجود دارند، تعادل برقرار است و همين امر از جمله دلايل بهبود حال و انبساط خاطر افراد در طبيعت و هواي پاك است. درواقع ملكول‌هاي هوا دائماً در حال يونيزه‌شدن مي‌باشند. درحالت طبيعي، اين يونيزه‌شدن در جهت تعادل يون‌هاي مضر و مفيد عمل مي‌كند اما در محيط شهري، به‌دليل وجود منابع نيروي الكتريسته و وجود جريان‌هاي الكتريكي، يونيزاسيون هوا در جهت افزايش يون‌هاي مضر و كاهش يون‌هاي مفيد، صورت مي‌گيرد كه نتيجة آن ممكن است اضطراب، تشويش و ديگر حالت‌هاي عصبي باشد. هم‌چنين دانشمندان بعد از تحقيقات دقيق متوجه شدند كه افزايش يون‌هاي مفيد هوا مي‌تواند تاثيرات قابل توجهي را در كاركرد مغز، وضعيت كلي بدن و حساسيت‌زدايي داشته باشد. آنها بعد از تحقيقات خود اعلام كردند كه يون‌درماني مي‌تواند تاثيرات مهمي را در كنترل درد و حتي سرطان به‌جا بگذارد. بر اين اساس بود كه دستگاه‌هاي توليد يون مفيد (يون منفي) طراحي و ساخته شد.

صوت ‌درماني
كساني‌كه به صوت درماني مشغول‌اند معتقدند كه بيماري‌هاي انسان به‌دليل تغيير در ارتعاشات و فركانس‌هاي طبيعي بدن است. در صوت‌درماني تلاش مي‌شود كه با كمك دستگاه‌ها توليد امواج صوتي و ارسال آن به سمت بدن بيمار، ارتعاشات ناهماهنگ و فركانس‌هاي زائد حذف شده و بدن به ارتعاشات طبيعي خود بازگردد. البته بايد گفت كه استفاده از اصوات طبيعي و موسيقي يكي از روش‌هاي درماني كهن (به‌عنوان مثال يكي از اصول طب كهن يوناني) مي‌باشد كه شايد ريشة تاريخي صوت‌درماني به آنجا بازگردد.

هرم ‌درماني
وقت نوشتن اين متن كوتاه رو به پايان است، بنابراين به‌صورت تلگرافي چگونگي شكل‌گيري هرم‌درماني را مي‌گويم. اگر هنوز هم وقت بود آن را توضيح مي‌دهم: «30 قرن گذشته. جنازة سالم. فرعون رو به راه. وسط هرم. انگار نه انگار. توريست راه به راه. جنازه بيرون. شد از مقبره. اي ايها الناس جنازه گنديد. مهندس پاول زود به خود جنبيد. هرم‌درماني اينطور شد پديد.» هنوز وقت هست. پس شرح داستان: وقتي كاوشگران باستان شناسي توانستند به مقبره يكي از فراعنه وارد شوند جنازة او را كاملا سالم يافتند گويي تازه مرده است. توريست‌ها از همة نقاط جهان براي ديدن جنازه به مصر رفتند و جنازه براي بازديد آنها و آزمايشات باستان‌شناسي از مقبره خارج شد. با خروج جنازه، روند فاسد شدن آن به سرعت ظاهر شد و طي روزهاي بعد، جنازه تقريباً فاسد شد. يكي از دانشمندان اروپايي به نام مهندس پاوليتا با اندازه‌گيري ابعاد هرم به اين كشف رسيد كه ابعاد هرم باعث مي‌شود تا در مركز آن ميداني از انرژي مغناطيسي با تاثير خاص بوجود آيد و بنابراين نتيجه‌گيري شد كه چون فرعون در وسط هرم بوده به‌همين دليل جنازة او فاسد نشده. درواقع هرم‌درماني جديد، براساس اين كشف پديد آمد. با درست شدن هرم‌هايي در ابعاد كوچك (منتهي با همان نسبت‌هاي هرم مقبرة فرعون) و استفاده از آن، به تدريج تاثيرات درماني و نيروبخش به‌كارگيري هرم آشكار شد و هرم درماني صورت رسمي به خود گرفت.
تهيه و تنظيم:‌ پريا

منبع: فصلنامه علوم باطني
شماره 7 و 8 ـ پاييز و زمستان 84